لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
انفطار
(اِ فِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) شکاف خوردن.
۲- (اِمص.) شکاف خوردگی.
انفعال
(اِ فِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- انجام شدن کاری.
۲- اثر پذیرفتن.
۳- شرمنده شدن.
انفعالات
(~.) [ ع. ] (اِمص.) جِ انفعال.
۱- تأثرات.
۲- نفسانیاتی که اساس آنها لذت دایم است.
انفعالی
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.)
۱- منسوب به انفعال، مربوط به انفعال: جنبش انفعالی.
۲- مبتنی بر خواستههای دیگران نه تصمیم گیری و اراده شخصی.
انفلاق
(اِ فِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) شکافته شدن.
۲- (اِمص.) شکافتگی.
انفلوانزا
(اَ فُ لُ اَ) [ فر. ] (اِ.) نوعی سرما - خوردگی شدید و مسری.
انفورماتیک
(اَ فُ) [ فر. ] (اِ.) دانش دریافت و انتقال اطلاعات (کامپیوتر)، داده ورزی. (فره).
انفکاک
(اِ فِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) از هم جدا شدن.
۲- (اِمص.) جدایی.
انفیه
(اَ یّ) (اِ فِ) [ ع. ] (اِ.) گردی که بیشتر از تنباکو به دست میآید، عطسه آور و نشئه کننده میباشد.
انقاذ
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) رهانیدن، نجات یافتن.
انقاس
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ نقس ؛ مدادها، دودهها.
انقاض
( اِ ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- سنگینی بار بر پشت.
۲- گرانبار ساختن.
۳- استخوان را در هم شکستن.
۴- باز کردن ریسمان.
انقباض
(اِ قِ) [ ع. ] (مص ل.) گرفته شدن، گرفتگی.
انقراض
(اِ قِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- از میان رفتن.
۲- برچیده شدن، سپری شدن.
انقسام
(اِ قِ) [ ع. ] (مص ل.) بخش شدن، بخش پذیرفتن.
انقضاء
(اِ قِ) [ ع. ] (مص ل.) به سر آمدن، سپری شدن.
انقضاض
(اِ قِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- افتادن به سرعت (بنا و غیره)
۲- رفتن ستاره، سقوط سریع ستاره ؛ ج. انقضاضات.
انقطاع
(اِ قِ) [ ع. ] (مص ل.) بریده شدن، گسستن.
انقلاب
(اِ قِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- دگرگون شدن.
۲- زیر و رو شدن.
۳- قیام گروهی برای واژگون کردن یک حکومت.
۴- استفراغ، قی.
۵- نا - آرامی، بی قراری، هیجان.
۶- شورش، عصیان.
۷- تبدیل صورتی به صورت دیگر (فلسفه).
انقلابی
(~.) [ ع - فا. ] (ص نسب.)
۱- منسوب به انقلاب، شورشی.
۲- طرفدار انقلاب.
۳- انقلاب کننده.