لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
انوثت
(اُ ثَ) [ ع. انوثه ] (مص ل.) ماده بودن، زن بودن. مق. ذکورت.
انور
(اَ وَ) [ ع. ] (ص تف.) روشن تر، درخشان تر.
انوشه
(اَ شَ) [ په. ] (ص مر.)
۱- جاوید، بی - مرگ.
۲- خوش، خرم.
انوشه
(اَ نَ شَ) (اِمر.) پادشاه نو، شاه جوان.
انوشک
(اَ شَ) [ په. ] (ص مر.) نک انوشه.
انوق
(اَ نُ) [ ع. ] (اِ.) عقاب.
انونث
(اُ نَ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- ماده بودن.
۲- زن بودن.
انچوچک
(اَ چَ) (ص.)
۱- هر چیز کوچک و خرد.
۲- آدم کوتاه قد.
۳- دانهای کوچک شبیه دانه گلابی با پوسته محکم که همچون آجیل قابل خوردن میباشد.
انژکتور
(اَژِتُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- سوخت پاش، پستانک سوراخ دار در مشعل گازوییلی که سوخت به شکل خاصی از آن به بیرون پاشیده میشود.
۲- دستگاه تزریق سوخت در موتورهای دیزلی یا بنزینی.
انژکسیون
(اَ ژِ) [ فر. ]
۱- (مص ل.) آمپول زدن، تزریق.
۲- (اِ.) آمپول.
انکاح
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) زن را شوهر و مرد را زن دادن.
انکار
( اِ ) [ ع. ]
۱- (مص م.) نپذیرفتن، حاشا کردن.
۲- (اِمص.) ابا، امتناع.
انکار آوردن
(~. وَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) زیر بار نرفتن، نپذیرفتن.
انکر
(اَ کَ) [ ع. ] (ص تف.)
۱- زشت تر، ناپسندتر، ناخوشتر.
۲- ناشناس تر. ؛ ~الاصوات (عا.) گوشخراش، بدآواز، دارای صدای بد.
انکسار
(اِ کِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) شکسته شدن.
۲- (اِمص.) شکستگی.
انکساف
(اِ کِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) افتادن سایه ماه بر خورشید.
۲- (اِ.) آفتاب گرفتگی.
انکشاف
(اِ کِ) [ ع. ] (مص ل.) برهنه شدن، آشکار شدن.
انگ
( اَ ) (اِ.) نک تنبوشه.
انگ
(~.) (اِ.) نشان و علامتی که بر روی عدلهای تجارتی نویسند.
انگ
(~.) (اِ.) = انج. انغ: شیره، عصاره.