لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
اورع
(اَ رَ) [ ع. ] (ص تف.) پرهیزگارتر، پارساتر.
اورمز
(اُ مَ یا مُ) (اِ.) نک اورمزد.
اورمزد
(مَ یا مُ) (اِ.)
۱- اهورامزدا، خدای بزرگ.
۲- سیاره مشتری.
۳- نام اولین روز از هر ماه خورشیدی.
اورند
(اَ رَ) (اِ.) مکر، حیله.
اورند
(اَ رَ) (اِ.) فر، شکوه، شوکت.
اورندیدن
(اَ رَ دَ) (مص ل.) گول زدن، مکر و خدعه کردن.
اورنگ
(~.) (اِ.) فر، شکوه، شأن.
اورنگ
(اُ یا اَ رَ) (اِ.) مکر، فریب، حیله.
اورنگ
(اَ یا اُ رَ) (اِ.) تخت پادشاهی، سریر.
اوره
(اَ رَ یا اُ رِ) (اِ.) = ابره: رویه جامه و قبا.
اوره
(رِ) [ فر. ] (اِ.) جوهر بول، مادهای آبی رنگ، شور و تلخ تشکیل یافته از اکسیژن، ازت، هیدروژن و کربن.
اوروت
( اُ ) (ص.) برهنه، عریان.
اورولوژی
(اُ رُ لُ) [ فر. ] (اِ.) شاخهای از پزشکی که به بررسی و درمان بیماریهای دستگاه ادراری هر دو جنس و اندامهای تناسلی مردان میپردازد، میزراه پزشکی. (فره).
اورژانس
[ فر. ] (اِ.)
۱- فوریت، ضروری، لازم.
۲- بخشی از بیمارستان که به مداوای بیماران یا مجروحانی میپردازد که نیاز فوری به مراقبتهای پزشکی دارند.
اورژینال
(اُ) [ فر. ] (ص.)
۱- هر چیز اصل یا اصیل که تکثیر یا مشابه سازی شود، نسخه اصلی.
۲- هر چیز بدیع و نو که سابقه نداشته باشد، اولین، نخستین، اصیل.
اورک
(اَ رَ) (اِ.) تاب.
اورکت
(اُ وِ کُ) [ انگ. ] (اِ.) نیمتنه گرم معمولاً از پارچه بادوام که روی لباسهای دیگر پوشیده میشود.
اوریت کردن
(اُ رِ. کَ)(مص م.)۱ - لخت کردن.
۲- پَر مرغ را کندن.
اوزار
(اَ یا اُ) [ ع. ] (اِ.) جِ وِزْر.
۱- گناهها.
۲- بارهای گران.
اوزالید
(اُ) [ انگ. ] (اِ.)
۱- نمونه ظاهر شده فیلم کتاب یا نشریه پیش از چاپ و انجام دادن آخرین اصلاحات در آن.
۲- نسخه تکثیر شده نقشه ساختمانی یا پوستر (در اصل نام تجارتی است).