لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
بالماسکه
(کِ) [ فر. ] (اِمر.) مجلس رقص که در آن با لباس مبدل و نقاب شرکت میکنند.
بالن
(لُ) (اِ.) از پستانداران دریایی با طول تا سی متر و وزن تا صدوپنجاه هزار کیلو گرم، وال.
بالنده
(لَ دِ) (ص فا.) نمو کننده، نشو و نما - کننده.
بالنسبه
(بِ نْ نِ بَ) [ ازع. ] (ق.) به طور نسبت و مقابله و قیاس.
بالنگ
(لَ) (اِ.) میوهای از نوع مرکبات که پوست آن زبر و ضخیم و زرد رنگ است.
باله
(لِ) (اِ.)
۱- اندام بال مانندی است در ماهیان و برخی جانوران دریازی که جهت شنا و حفظ تعادل به کار میرود.
۲- [ فر. ] نمایش توأم با موسیقی و رقص.
بالو
(اِ.) زگیل، آزخ.
بالوایه
(یِ) (اِ.) پرستو.
بالوعه
(عِ) [ ع. ] (اِ.) چاه، فاضل آب.
بالون
(لُ) [ فر. ] (اِ.) کرهای بزرگ که پوشش آن از پارچه یا چرم غیرقابل نفوذ است و داخل آن را از گازهای سبک (سبک تر از هوا) پر کنند در نتیجه به آسمان صعود کند.
بالکانه
(نِ) (اِ.)
۱- پنجره فلزی.
۲- بام، بام بلند.
بالکن
(کُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- ایوان. مهتابی.
۲- طبقه بالای تئاتر یا سینما.
۳- ایوان کوچک جلوی کاشانه، ایوانک (فره).
بالیدن
(دَ) (مص ل.)
۱- رشد و نمو کردن.
۲- فخر کردن.
بالیده
(دِ) (ص مف.) نمو کرده، رشد یافته.
بالین
[ په. ] (اِ.) بالش، بستر.
بالینی
(ص نسب.) (اِ.)
۱- منسوب به بالین.
۲- مطالعه ناخوشیهای بیماران بستری و کلینیکی.
بالیه
(یِ) [ ع. ] (ص.) کهنه.
بام
(اِ.) صبح، پگاه.
بام
(اِ.) پوشش بالایی ساختمان.
بامبو
(اِ.) خیزران.