لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
بایگان
(ص مر.) کسی که نامهها و سندهای اداری را در محلی ضبط کند.
بایگانی
(اِ.) جایی که در آن اسناد و مدارک اداری نگه داری میشود.
ببر
(بَ) (اِ.) جاندار پستاندار گوشتخوار از تیره گربه سانان با پوست خزدار راه راه بومی آسیا.
ببر بیان
(بَ رِ بَ) (اِ.) جامهای از پوست ببر که رستم هنگام جنگ به تن میکرد.
ببرگ
(بِ بَ) (ص.) مهیّا، فراهم بودن وسایل زندگی.
ببین و بترک
(بِ نُ بِ تَ رَ) (اِ.) نوعی مهره که برای دفع چشم زخم بر کلاه یا گردن کودکان آویزند.
بت
(بُ) (اِ.)
۱- تندیسی ساخته شده از سنگ، چوب، فلز یا هر چیز دیگر به شکل انسان یا حیوان که به جای خدا مورد پرستش قرار بگیرد. معبود.
۲- معشوق.
بتا
(بِ) [ یو. ] (اِ.)
۱- نام حرف دوم یونانی.
۲- ذرهای با بار منفی شامل باریکهای از الکترونها که از اجسام رادیو اکتیو گسیل میشود.
۳- دومین ستاره هر صورت فلکی به لحاظ روشنایی.
بتاور
(بَ وَ) (اِ.)
۱- عاقبت، سرانجام.
۲- بآلاخره.
بتخانه
(بُ نِ) (اِمر.)
۱- بتکده، جایی که در آن بت را نگهداری و پرستش میکنند.
۲- حرم، حرمسرا.
بتفاریق
(بِ تَ) [ فا - ع. ] (ق.) کم کم، بتدریج.
بتفوز
(بَ) (اِ.)
۱- گرداگرد دهان انسان و حیوان.
۲- پوز، پوزه.
بته
(بُ تِّ) (اِ.) نک بوته. ؛ از زیر ~ درآمدن بی اصل و نسب بودن.
بته جقه
(~. جِ قُِ) [ فا - تر. ] (اِ.) نقشی زینتی شبیه سروی خمیده که بیشتر در صنعت قالی بافی، ترمه، زردوزی و مانند آن به کار میرود.
بتو
(بَ) (اِ.)
۱- قیف.
۲- گیره چوب یا ساقه گیاه.
۳- دسته هاون.
۴- هاون سنگی.
۵- سنگی که بر روی آن ادویه و چیزهای دیگر را سایند.
بتو
(بَ ت ُ) (اِ.)
۱- جایی که غالباً آفتاب در آن جا بتابد.
۲- مشرق.
بتول
(بَ) [ ع. ] (ص.)
۱- کسی که از دنیا بریده و به خدا پیوسته و نیز از ازدواج خودداری کند.
۲- پارسا، پاکدامن، لقب حضرت فاطمه (ص) و حضرت مریم.
بتون
(بِ تُ) [ فر. ] (اِ.) از مصالح ساختمانی است که از شن و ماسه و سیمان و آب با اندازههای مختلف ساخته شود.
بتون آرمه
(~. مِ) (اِمر.) بتون مسلح، بتونی که در آن میلههای آهنی گذارند تا استواری و مقاومت آن بیشتر گردد.
بتونه
(بَ نِ) [ ازع. ] (اِ.) = بتانه: خمیری چسبناک مرکب از گل سفید و روغن بزرک که برای پر کردن درزهای بین شیشه و قاب و همچنین آماده سازی سطح اجسام پیش از رنگ کردن به کار رود، زاماسکه، ...