لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
پاورچین
(وَ) (ق مر.) = پابرچین: آهسته راه رفتن، طوری که صدای پا شنیده نشود.
پاوند
(وَ) (اِمر.) بندی که بر پای گنهکار و مجرم نهند.
پاوپر
(وُ پَ) (اِمر.) توانایی، قدرت، تاب، طاقت.
پاویون
(یُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- ساختمان مخصوص است قبال و پذیرایی از مهمانان رسمی بلندپایه در فرودگاه.
۲- محل استراحت پزشکان در بیمارستان، سرایه، کوشک. (فره).
پاپ
[ فر. ] (اِ.) پیشوای مذهب کاتولیک.
پاپ کورن
(کُ رْ) [ انگ. ] (اِ.) دانه پف کرده ذرت، ذرت پفکی. (فره).
پاپاخ
[ تر. ] (اِ.) قسمی کلاه بزرگ پشمی.
پاپاسی
(اِ.) پشیز، مبلغ ناچیز. ؛ یک ~نداشتن هیچ نداشتن.
پاپتی
(پَ) (ص مر.)(عا.) تهی دست، بی سر و پا.
پاپوش
(اِمر.)
۱- کفش، پای افزار.
۲- مجازاً گرفتاری، دردِسر. ؛ ~ درست کردن برای کسی کنایه از: برای کسی ایجاد دردسر کردن. ؛ ~دوختن برای کسی کنایه از: توطئه کردن برای کسی.
پاپژ
(پَ) (اِ.)
۱- زمین پست و بلند و ناهموار.
۲- گل کهنه و نرم.
پاپیتال
( اِ.) نک عشقه.
پاپیروس
(اِ.) = پاپروس: گیاهی که در سواحل نیل میروید و در قدیم از آن ورقهای کاغذ مانند میساختند.
پاپیون
[ فر. ] (اِ.)
۱- پیرایهای معمولاً پارچهای به شکل پروانه، که با کش یا قیطان به یقه یا موی سر بسته میشود.
۲- نوار یا روبانی که به شکل پروانه گره خوردهاست.
پاپیچ
(اِمر.)
۱- نواری که به ساق پا پیچند، چارق.
۲- کنایه از: مزاحم.
پاچال
(اِمر.)۱ - گودال.
۲- گودالی که نانوا، بقال یا آشپز در آن میایستد و چیزی میفروشد.
پاچالدار
(ص مر.) آن که نگهداری آرد نانوایی با اوست.
پاچایه
(یِ) (اِمر.) نجاست، بول، سرگین.
پاچراغ
(چِ) (اِمر.) جایی در تکیه، مسجد و زورخانه که در آن چراغ روشن کنند.
پاچراغی
(~.) (اِمر.)
۱- جای گذاشتن چراغ در خانه یا دکان.
۲- پولی که تماشاگران در زورخانه و مانند آن پای چراغ میگذارند.
۳- پولی که دکانداران سر شب پای چراغ مینهادند تا به فقیری بدهند.
۴- در بازار به آخرین مشتری که تقریباً در ...