لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
پلی کلینیک
(پُ کِ) [ فر. ] (اِمر.) مطبی که دارای درمانگاههای مختلف است و در صورت ل زوم امراض مختلف را در آن جا مورد مداوا قرار میدهند.
پلیته
(پِ لِ تِ) (اِ.) فتیله.
پلید
(پَ) (ص.)
۱- ناپاک، نجس.
۲- بدکار.
پلیدازار
(پَ اِ) (ص مر.) زناکار، زانیه.
پلیدن
(پَ دَ) (مص م.)
۱- جستجو کردن.
۲- آهسته به جایی در شدن.
پلیدی
(پَ) (حامص.)
۱- ناپاکی.
۲- نجاست.
پلیس
(پُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- مجموعه نیروهای انتظامی یک کشور، شهر یا جامعه.
۲- پاسبان، آژان.
پلیس
(پَ) (اِ.) ناهمواری.
پلیسه
(پِ س ِ) [ فر. ] (ص.) چین دار، بانورد.
پلیمر
(پُ مِ) [ فر. ] (اِ.) مولکول عظیم - الجثهای که از مولکولهای ساده با جرم مولکولی کم ساخته شود، بسپار. (فره).
پماد
(پُ) [ فر. ] (اِ.) ماده دارویی نرم که جهت استعمال خارجی مورد استفاده قرار میگیرد.
پمپ
(پُ) [ فر. ] (اِ.) دستگاهی برای جابه جا کردن مایعات، تلمبه.
پمپاژ
(پُ) [ فر. ] (اِمص.) بیرون کشیدن سیالات از جایی و داخل کردن آن به جای دیگر به کمک تلمبه یا پمپ، تلمبه زنی، پمپ زنی. (فره).
پناباد
(پَ) (اِ.) سکه نقره به وزن نیم مثقال، رایج در زمان قاجاریه.
پناغ
(پَ) (اِ.)
۱- تار ابریشم.
۲- ریسمانی که دور دوک پیچیده باشند.
پنالتی
(پِ) [ انگ. ] (اِ.) جریمهای که بر اثر خطای بازیکن به نفع حریف به او تعلق میگیرد و نوع آن در بازیهای مختلف فرق دارد.
پنام
(پَ) [ په. ] (اِ.) پارچهای چهارگوشه که در دو گوشه آن دو بند دوزند و پیشوایان زرتشتی در وقت خواندن اوستا یا نزدیک شدن به آتش آن را بر روی خود بندند تا چیزهای مقدس از دم آنان آلوده ...
پناه
(پَ) [ په. ]
۱- (اِ.) حفظ، حمایت، امان.
۲- پناهگاه، جای استوار.
۳- (ص.) حامی، نگاهدار.
پناه جو
(~.) (اِفا.) آن که خواستار پناهندگی به یک کشور بیگانهاست.
پناه گاه
(~.) (اِمر.) جایی که برای حفظ جان و سلامتی به آن پناه برند، جای استوار، پناه جای.